خط داستانی
این دو نفر در یک استراحتگاه تابستانی در ساحل اقامت دارند. هر دو به ورود "هلو" توجه میکنند. ادی سعی میکند با او flirt کند و او کمی خجالتی اما مایل است. لی نیز نمیتواند چشمانش را کنترل کند و شکافهایی در دوستیشان آغاز به ظهور میکند. ادی متوجه میشود که دختر در اتاقش است و به او زنگ میزند و از او دعوت میکند تا در ساحل قدم بزنند. او از او میپرسد آیا او همان کسی است که "لبخند برنده" دارد و او به او میگوید که قطعاً همینطور است. او موافقت میکند که بیرون او را ملاقات کند. در همین حال، لی به پیکنیک رشوه میدهد تا بر روی دختر جاسوسی کند، ترتیب را کشف میکند و زودتر از ادی به دختر میرسد. وقتی ادی به دنبال دختر میآید، او را میبیند که با لی در ساحل قدم میزند. او پسری را استخدام میکند تا وانمود کند در حال غرق شدن است و وقتی لی شجاعانه سعی میکند او را نجات دهد، آن پسر به تمسخر شنا میکند. در حالی که لی در حال نجات شجاعانه است، ادی دختر را به دست میآورد و او را برای قدم زدن میبرد.