خط داستانی
دختر داروساز، کارلا، قرار است با وکیل ثروتمند، یاروسلاو کریژ، ازدواج کند. اما در روز عروسی، به جای مراسم، او باید عمل آپاندکتومی انجام دهد. پس از این عمل موفق، کارلا به ذات الریه شدید مبتلا میشود و حتی دچار حمله قلبی میشود. خوشبختانه، او تحت مراقبت بهترین جراح پراگ، دکتر هگل، قرار دارد که جان او را نجات میدهد. کارلا به دکتر جذاب علاقهمند میشود و با او رابطه برقرار میکند. همسر resigned هگل به طور خاموش از روابط شوهرش رنج میبرد تا خانواده را حفظ کند. از سوی دیگر، نامزد کارلا نمیتواند با این وضعیت کنار بیاید و خودکشی میکند. وقتی کارلا باردار میشود، دکتر از او روی برمیگرداند. با این حال، او مصمم است که کودک را نگه دارد.