خط داستانی
جامیسون همسر بسیار حسودی دارد. خانم جامیسون دوستی بسیار غیبتگو دارد. وقتی این دوست جامیسون را در خیابان میبیند که با یک زن جوان جذاب صحبت میکند، به خانم جامیسون گزارش میدهد که شوهرش به وضوح در حال خیانت است. خانم جامیسون عصبانی میشود و چند دقیقه بعد مهمانی برای دیدار میرسد - پروفسور براون. جامیسون متوجه نمیشود که پروفسور یک زن است و خانم جامیسون که برگشته، نمیداند که آن زن پروفسور براون است. او فرض میکند که شوهرش را با معشوقهاش دیده است. یک پیشخدمت رقصان، یک سگ بازیگوش و یک سارق بسیار همکاریکننده وضعیت را پیچیدهتر میکنند.