خط داستانی
یک نگهبان از فرار زندانی از زندان جلوگیری میکند. در تلاش دومش، زندانی تصمیم میگیرد جان نگهبان را نجات دهد که در حین تلاش برای دستگیری او به رودخانه افتاده است. از آنجا که کار نگهبان اکنون این است که بر او در سلول نظارت کند، آنها زمان زیادی را با هم میگذرانند و نفرتشان به دوستی صمیمانهای تبدیل میشود. نگهبان میخواهد به زندانی کمک کند تا دوباره فرار کند.