خط داستانی
لافریز و پلومار، دو تازهکار در کشتی لِ ویکتوریو، در بندر تولون مرخصی هستند. در یک لحظه گم میشوند و برای فرار از گشتهای نیروی دریایی، خود را disguised کرده و سوار قطار میشوند. حالا در این قطار، یک نماینده دولت در راه پاریس است تا یک بنای یادبود را افتتاح کند. اما شرایط به گونهای است که دوستان ما به اشتباه به عنوان وزیر و دبیرش شناخته میشوند. بدون شرم، این دو نفر کار را انجام میدهند، به عبارت دیگر، سخنرانی مورد انتظار را ارائه میدهند، مانند اسبها غذا میخورند و خوش میگذرانند - تا اینکه شناسایی میشوند. که در نهایت منجر به اقامت طولانی در نوعی اتاق هتل ناخوشایند به نام - انبار میشود.