خط داستانی
سوئیدی، زن نظافتچی در تئاتر است. او به مدیر صحنه و هیپنوتیست چشمک میزند و به خاطر بیادبیاش از تئاتر بیرون انداخته میشود. روز بعد، در حالی که در حال تغذیه مرغهایش است، به خواب میرود و رویایی میبیند که ارثی کلان از عمویش به او رسیده و مدیر صحنه و هیپنوتیست برای دستش رقیب هستند.