خط داستانی
در شهری کوچک ساحلی کهن دندانخارا از قبرستانی قدیمی بیرون میآید و به سرعت به یک زوج حمله میکند. اجساد پس از معاینه دقیق پزشکی قانونی پیدا میشوند و نشان میدهند که دختر کاملاً خشک شده است و گلودرد و آزمایش بزاق انسانی بر گردن او وجود دارد. یافتههایش به دوست بازرسی پلیسش ارائه میشود. با حمله دوباره به دختر دیگر و کشته شدن او به همین روش، مردان به این فکر میافتند که آیا قاتل یک جامعه روانی است که خود را خونآشام میداند. جسدهای بیجان بدون خون و خبر دزدیده شدن تابوت در مراسم تدفین همه را به فکر فرو میبرد.