خط داستانی
پرستار لین توسط یک خانواده ثروتمند استخدام میشود تا از آقای کائو مراقبت کند، که از زمان مرگ دخترش، لین کوآن، عقلش را از دست داده است. از آنجا که لین به لین کوآن شباهت دارد، پرستار از لین میخواهد که به جای او ظاهر شود تا به آقای کائو کمک کند تا بهبود یابد، که این کار به خوبی پیش میرود. لین سپس یک راز را کشف میکند: لین کوآن عاشق یک معلم موسیقی به نام کیوفان بوده است، اما پسرعمویش، ییو تونگ، که به ثروت آقای کائو حسادت میکرد، کیوفان را بدنام کرده است. یک شب، ییو تونگ به کیوفان حمله میکند و سعی میکند به لین کوآن تعرض کند که به طور تصادفی او را میکشد. برای پوشاندن جرم، او مرگ او را به عنوان خودکشی جعل میکند. بعداً، پرستار لین و کیوفان، در حال تظاهر به ارواح، ییو تونگ را وادار به اعتراف میکنند. در وحشت، ییو تونگ فرار میکند، اما معشوقهاش، هوئیگو، آتشسوزی به وجود میآورد که هر دو را میکشد. آقای کائو، از حقیقت و خانه سوختهاش ناامید، به درون آتش میرود.