خط داستانی
روسیه شوروی در دهه 1920. گروهی از استونیاییها، از جمله زن جوانی به نام آگنس و مادرش، دوست آگنس، مهندس کارل رادسپ و نامزدش ارنا، در انتظار اجازه برای بازگشت به استونی هستند. اما عشق به برنامههای مردم، شرایط بد یا جو عمومی خشونت توجهی ندارد. احساسات متقابل بین کارل و آگنس ارنا را به شدت حسود میکند و او شکایتی دروغین درباره آگنس به چکا میکند. زیبایی آگنس هر دو کمیسار چکا میروشتشنکو و مأمور مخفی هولین را مجذوب میکند و هر دو تصمیم میگیرند که باید قلب دختر را به دست آورند.