خط داستانی
میلیاردر راتانلال مردی سالخورده است که وارثی ندارد. او با موهینی، زن ثروتمند و تحصیلکرده در غرب، ازدواج میکند. او دو مدیر دارد: دهریادهار، که صادق و وفادار است و منهر، کلاهبرداری که به سبک انگلیسی زندگی میکند. موهینی که از ازدواجش خسته شده، عاشق منهر میشود که ۵۰,۰۰۰ روپیه از دفتر راتانلال اختلاس میکند و دهریادهار را به جرم این کار متهم میکند، که او به زندان میرود. رابطه موهینی با منهر پیشرفت میکند و آنها تصمیم میگیرند که راتانلال پیر را از سر راه بردارند...