خط داستانی
آقای و خانم کاسپر، افرادی خانهدوست و سختکوش، آرزو دارند که یک فرزند کوچک زندگی و خانهشان را برکت دهد. امیدهای آنها بینتیجه نیست. یک شب، وقتی که در سکوت نشستهاند، صدای یک نوزاد را میشنوند. آقای کاسپر، در را باز کرده و کودکی رها شده را در آستانه در مییابد. او با محبت آن را در آغوش میگیرد و به همسرش میآورد، که با عشق مادری از آن مراقبت و پرورش میدهد. فرزندخوانده آنها تنها یک ساله است که یک پسر به دنیا میآید و شادی بیشتری به اتحادشان میافزاید.