خط داستانی
این درام شامل دو بخش است: در 'آب' و 'کشاورز که میمیرد'. بخش اول داستان یان بوله را روایت میکند که مجبور است با تاله سیپرز، دختری که باردار از فرزند اوست، ازدواج کند. اما یان عاشق پوزهکه، دختر یک کشاورز ثروتمند است و از ازدواجش وحشت دارد. در روز عروسی، او از بلند شدن خودداری میکند وقتی که عروس میرسد و این منجر به پایانی تراژیک میشود. بخش دوم ناند، یک کشاورز فلاندری را دنبال میکند که در بستر مرگش به زندگیاش نگاه میکند، که عمدتاً شامل کار و خوردن بر اساس ریتم فصول بوده است. او دوران کودکی، همسرش وانه و مادرش را به یاد میآورد و متوجه میشود که زندگیاش به اندازهای که فکر میکرد خالی نبوده است.