خط داستانی
این داستان هیجانانگیز از روزهای '61 و '65 صحنهای را در جنگل نشان میدهد و قهرمان ما در حال انجام وظیفه نگهبانی است. کار او خستهکننده بوده و قدرتش تقریباً تمام شده است و او مینشیند تا استراحت کند. او به خواب میرود و توسط ژنرال و گروهی از سربازان که به طور غیرمنتظرهای به او برخورد میکنند، بیدار میشود و تحت بازداشت قرار میگیرد و به سمت خانه نگهبانی میبرند. او بعداً به ستاد ژنرال آورده میشود، جایی که به خاطر سهلانگاریاش محاکمه میشود. دکمههای یونیفورمش پاره میشود و او به نوعی تحقیر میشود و به اعدام محکوم میشود. در خانه نگهبانی، مرد در حال تفکر درباره سرنوشتش نشسته است. او توسط کشیشی که سعی میکند او را تسلی دهد، ملاقات میشود. به عنوان آخرین چاره، زندانی تصمیم میگیرد نامهای به خانه بنویسد و از همسرش بخواهد که در حق او میانجیگری کند. او در یک روش هیجانانگیز موفق به دریافت تعلیق میشود.