خط داستانی
یک اسکلت انسانی بر روی میزی توسط یک دستیار قرار داده میشود. وقتی دستیار اتاق را ترک میکند، اسکلت شروع به لگد زدن و تکان دادن دستهایش میکند و ناگهان به یک جادوگر تبدیل میشود. جادوگر یک تخم تولید میکند و چندین ترفند شعبدهبازی انجام میدهد و آن را با سر کوچک به سمت پایین بر روی میز قرار میدهد. سپس به طور خام یک چهره انسانی بر روی پوسته رسم میکند و تخم بلافاصله شروع به بزرگ شدن میکند تا به اندازه یک سر معمولی برسد.