خط داستانی
در درهای معدنی در شرق فرانسه سه جوان برای تغییر زندگی خود به دنبال ثروت هستند. تونیو، ژِف و چیـکو دوست دارند جشنوارههای رِیو برگزار کنند. آنها مکانی ایدهآل پیدا میکنند، کارخانه غیرقابل استفاده پدر سلین، دوست دختر سابق تونیو. تونیو نمیتواند از سلین چیزی بخواهد زیرا به ماری عشق دارد. هر دو رویا دارند از این دره رفته و خانوادهای تشکیل دهند. ماری با مادرش نونا زندگی میکند که روزهایش را به شنیدن موسیقی اسلاو میگذراند.