خط داستانی
شاگرد یک قنادی بیشتر از اینکه به جارو کردن پیادهرو مقابل مغازه بپردازد، به شوخی کردن با مردم علاقهمند است؛ او بیشتر از تحویل دادن پایها، به خوردن آنها با یک دوست علاقه دارد؛ و بنابراین، وقتی که عواقب تمام شوخیهایش به دنبالش میافتند، فرار میکند.... اما چند ضربه به آنها میزند.