خط داستانی
"حرف سرخ" داستانی از روزهای اولیه پیوریتانیسم در نیوانگلند است. هستر، زن جوان و زیبای انگلیسی، به آمریکا فرستاده میشود و شوهرش وعده میدهد که در کشتی بعدی به او ملحق خواهد شد. اما او به وعدهاش عمل نمیکند و هستر سالها از او خبری نمیشنود. در این میان، او با یک وزیر جوان پیوریتانی دوست میشود. دوستی به عشق تبدیل میشود و هستر، با تصور اینکه شوهرش مرده، با تمام وجود عاشق این کشیش جوان میشود. اما وقتی بچه به دنیا میآید، وزیر از ترس خشم پدران پیوریتان آن را انکار میکند و هستر محکوم به پوشیدن حرف سرخ و ایستادن در میلههای رسوایی میشود. و تنها پس از سالها شرم و ننگ هستر، کودک کوچک بالاخره به قلب پدر میرسد. سپس صحنه بزرگ رخ میدهد. وزیر در روز جشن، به میلهها میرود، خود را در جایی که هستر قرار داشت قرار میدهد و بهطور عمومی گناهش را اعلام میکند.