خط داستانی
وانگلیس در فقر بزرگ میشود و از پدرش بیخبر است. با کمک آقای آنتونی، او به یک خواننده فولک تبدیل میشود و به سرعت خود را تثبیت میکند. او با النا آشنا میشود و عاشق او میشود بدون اینکه حقیقت را بداند، اینکه پدر او، صنعتگر نیکوس والیدیس، همچنین پدر اوست. وقتی حقیقت را میفهمد، به شدت آسیب میبیند. یک شب، او در تصادف ماشینش نابینا میشود.