خط داستانی
ایکیچی یاماشیرو، که یک مدعی سابق عنوان بوکس است، به عنوان مدیر در کلاب قهرمان که متعلق به پدر نامزدش ناتسکو است، کار میکند. او پنج سال پیش در یک مسابقه عنوان را باخت زیرا به ناتسکو دل باخته بود، اما ایکیچی در واقع نمیتواند از رویای قهرمانی دست بکشد. یک روز، او با شونتارو فومای جوان آشنا میشود که یک بچه پانک اما بوکسور بااستعدادی است و متوجه رویایی میشود که هرگز نتوانسته بود به آن برسد. سپس، آنها با هم شروع به تمرین برای دستیابی به عنوان میکنند. ماری شیراکی نیز یک بالرین نوظهور است که تحت حمایت ایکیچی قرار دارد. ایکیچی به شونتارو و ماری اجازه نمیدهد که در طول تمرینات با کسی رابطه عاشقانه داشته باشند، اما آنها شروع به قرار گذاشتن میکنند.