خط داستانی
این فیلم با نیایش 'خدای قادر مطلق' در کنار یک رودخانه آغاز میشود که چندین نفر جمع شدهاند. کودک خدا کریشنا از آب بیرون میآید و بر روی مار شیطانی کالیه نشسته است. سپس یاشودا را میبینیم که گهواره کریشنا را تکان میدهد و خدا را به عنوان گوالا تصور میکند. صحنه بعدی کَمسا را نشان میدهد که به طور تهدیدآمیزی کریشنا را در اطراف خود چندین بار تکرار میکند. کَمسا سپس خود را در حال مرگ تصور میکند در حالی که سر بریدهاش بالا میرود و دوباره پایین میآید. مردم از تمام طبقات اجتماعی به این خدا احترام میگذارند و کارت عنوان: 'باشد که این قربانی humble مورد پذیرش خداوند قرار گیرد'.