خط داستانی
جراح اعصاب در یک شب به یک کودک برخورد می کند و در تعقیب ترس، به فرار از تصادف دست می یابد. روز بعد، او را در بخش بستری می یابد؛ یک کودک خیابانی رومانیایی که توسط گروهی مجبور به جیب بری است. پسری که راننده را از طریق تصادف می شناسد، او را تهدید می کند تا از ترس پلیس و گروهش، به او پناه دهد. او ناچار به پذیرش او می شود و به زودی آن دو به دوست و جامعه ای نزدیک تبدیل می شوند.