خط داستانی
رم، اسکیلینو، تابستان. روسلا به رم بازمی گردد پس از سال ها غیبت و خانه ای را که به دوستش سالواتوره، طراح صحنه، اجاره داده شده است باز می یابد. زن در افسردگی آشکاری به دام افتاده و در شهری که او را تشخیص نمی دهد و او نیز او را نمی شناسد پرسه می زند. مردم تغییر کرده اند و روسلا هیچ کس را نمی یابد که به پرسش وسواسی او پاسخ دهد: «چگونه می توانم ناپدید شوم؟»