خط داستانی
بیایید جدایی، ترس، و تقریباً ترس کلی را تصور کنیم، و ترس کهن و همه گیری که به صورت سیستمی در می آید. مرد کوچک، ناچار به حفظ حقوق محدود خود، حق بقا. اما امروز این مرد کوچک خرد شده، فشار داده شده، تقریباً از بین رفته در کنار مرز ایستاده است، جایی که سیستم قدیمی و جهان جدید رقابت جدا یا به هم می پیوندد، جایی که بقا دقیقاً از طریق سودآوری است. آنگاه مرد کوچک تبدیل به قهرمان می شود، الگویی که قهرمان این دلهره تقریباً شیطانی است.