خط داستانی
پنج دقیقه. کالسکه عروسکی دختری به سمت خیای پرترافیک میرود در حالی که پدرش به صحبت با دوستی توجه میکند؛ شوهری بیقراری برای پختن تخم مرغش منتظر میماند؛ عاشقان آخرین آغوش را به جا میآورند در حالی که مردی—شوهر او؟—بالا رفتن پلهها را تماشا میکند. دوستان جدا میشوند و پدر به دنبال دخترش میگردد؛ تایمر تخم مرغ به صدا در میآید؛ شوهر برمیگردد. پنج دقیقه تقریباً تمام شده است اما خیلی چیزها همانند انتظار نیست.