درخشش
The Glow
جیروئل مورگ، ژنرال بازنشسته با گذشتهٔ باشکوه که گاه رویدادهایی به اندازهٔ برخی نقاط درخشان ندارد، مانند بسیاری از افسران ارتش به کار وزارتی اجرایی ارتقا یافته است. خودمحور، چاق و در ذهن خود ضرورى و indispensable، به همراه مونا، تازهترین معشوقهاش، برای تعطیلات آخر هفته به روستای دور از هیاهو میرود. اما هنگامی که با بیامو به سمت مزرعهٔ روستایی دو دوست از گذشتهٔ نظامیاش میرانَد، او و عشقش به نسخهای پیچخورده از حال حاضر اسرائیل در قالب یک جهان در آینهٔ آینهٔ وارونهٔ «از شیشهٔ درخشان» منتقل میشوند.