خط داستانی
۷ دسامبر ۱۹۴۱، پرل هاربر: این تنها خود نیروهای هوایی ژاپن نیستند که مردم را کنار ساحل میکشند بلکه قطعات شهاب سنگ عظیمی است که به سوی زمین میآید. فرانکلین روزولت از دستیار خود خبر ناخوشایند را میشنود، جلسهای اضطراری برقرار میکند و برای کار گروه حفاران منتظر میماند. اما چگونه به سنگ در حال سقوط دست یابند؟ و اگر شهاب سنگ به قطعات کوچکتری تبدیل شود، به کجا خواهند افتاد و آیا این برای رئیس جمهور مشکلات سیاسی ایجاد میکند؟ طرح فرعی نیز شخصیت گِوِن را میان دو عشق خود، مت و بن، درگیر میکند. آیا دنبالهای در کار است؟