خط داستانی
مدیر بانک وامسی به مانه مانه مانه با مانگا عشق می ورزد. پدر مانگا با ممانعت از ازدواج مخالفت می کند، سیتاراتنام که برای همه در روستا کمک می کند باید راه حلی بیابد. پدر مانگا ازدواجش را در جای دیگری ثابت می کند و آنگاه مانگا وانمود می کند باردار است با فرزند واسی