خط داستانی
در حین مطالعه بر روی جینسنگ وحشی، یک گیاهشناس به نام چوی گوانگ-هو به کوه میرود و معتقد است که مردم در بخش جنوبی جینسنگ وحشی را پرورش میدهند و زندگیای تقریباً ابتدایی دارند، مانند نیمه انسان و نیمه حیوان و مانند سگها، گرگها را هدایت میکنند. از آن زمان، هیچ خبری از او نیست. سی سال بعد، چوی جی-وونگ متوجه میشود که پدرش چوی گوانگ-هو است، اما دوره سی ساله انزوا باعث میشود که گوانگ-هو برای همیشه از دنیای آلوده به آلودگی خارج شود. پدر با گرگها و مردم جنوبی به کوه بازمیگردد و پسر به پایین کوه میرود و به پشت پدرش نگاه میکند.