خط داستانی
"طوفان" جک فاستر یک قاچاقچی است که همسر و فرزندش را نادیده میگیرد تا به دنبال مارگریت بلر، همسر ناراضی رئیس جنگلبانان پلیس سوار شمال غربی برود. فاستر برنامههایی برای آخرین سرقتش میریزد، بعد از آن که با مارگریت فرار کند، هرچند بلر نیز برنامههایی برای ممانعت از رقیبش دارد. مارگریت که از بیتوجهی بلر ناامید است، با این حال قبل از فرار با فاستر، به دفتر او زنگ میزند تا آخرین تلاشش برای آشتی با شوهرش را انجام دهد. مارگریت نمیتواند به بلر برسد اما پیامی دریافت میکند که بیتوجهی او به دلیل کارش بوده نه "زن دیگری." وقتی فاستر سعی میکند نقشهاش را اجرا کند و بلر را در این فرآیند بیهوش میکند، مارگریت بدون تردید به فاستر شلیک میکند. با دستگیری فاستر و باندش، بلرها آشتی میکنند.