خط داستانی
داستان در یک بیمارستان روانی اتفاق می افتد. اتفاقات زیادی در جریان است. پستا یک گذشته نگهبان است که از زندان به بیمارستان منتقل شده، با بت دختر مقام دولتی بلندپایه دیدار می کند که می خواهد به فرزندش مراقبت ویژه بدهد اما این باید محرمانه بماند. شاعری، سیاستمدار و پرستاری وجود دارد که سابقه بیمار دارد و کمک بت، همچنین رهال که مشکلات مخصوص خود را دارد. پزشکان بیمارستان به نظر نمی رسند تفاوتی با بیماران داشته باشند. هنرمندی هم وجود دارد که هنرهای نصب ایجاد می کند. اصول هنری او این است که هر چه کار هنری برای فهمیدن دشوارتر باشد بهتر است. مشخص نیست که این هنرمند بیمار بیمارستان است زیرا هرگز داخل بیمارستان نیست بلکه همواره در حیاط است