خط داستانی
جک فیشر به عنوان خبرنگار در یک روزنامه کلانشهری مشغول به کار میشود و به خاطر روابط دوستانهای که با مایرتل، یک خانم جوان در دفتر برقرار میکند، مورد کینه مارتین، خبرنگار ستارهای قرار میگیرد. مارتین به طور مخفیانه متنی که جک برای یک داستان مهم آماده کرده است را تغییر میدهد و جک را در وضعیتی قرار میدهد که اخراج میشود. مدتی بعد جک از یک فرصت شغلی در آمریکای مرکزی مطلع میشود. او با مایرتل وداع میکند که هرگز به او ایمانش را از دست نداده و به میدان جدیدش میرود. به زودی پس از رفتن او، جنگی در یک جمهوری آمریکای مرکزی اعلام میشود و مارتین به عنوان خبرنگار جنگ به صحنه فرستاده میشود.