خط داستانی
یک صحنه کوچک دارای پسزمینهای از خیابانهای شهری، پیادهروها، پارک و ساختمانها است. از سمت راست صحنه، پسری یک مرد نابینا را به صحنه میآورد و به او کمک میکند تا با کلاه و عصایش در مقابلش زانو بزند. پسر یک تابلو با نوشته "به نابینایان رحم کنید" را به گردن مرد میآویزد و میرود. سپس مردی با کلاه بولا از کنار میگذرد و سکهای در کلاه مرد نابینا میاندازد. سپس دو زن با لباسهای شیک وارد میشوند و صحبت میکنند.