خط داستانی
ری ورنون، جوانی سختکوش که تا کنون نتوانسته دلار فراری را به دست آورد، عاشق لویییز، دختر یک دلال ثروتمند است. ری به شدت به او گفته میشود که وقتی ۵۰۰۰ دلار برای شروع زندگی داشته باشد، خواستگاریاش مورد بررسی قرار میگیرد. ناامید، ری به سمت شهر میرود. در گوشهای که به عمارت باشکوه دلال متصل است، یک زمین خالی وجود دارد که تابلوئی با اعلام عدم محدودیت در ساخت و ساز، آن را برای فروش تبلیغ میکند. ایدهای به ذهن ری میرسد. او به دفتر املاک میرود و گزینهای برای سی روز روی زمین خریداری میکند. سپس به بخش ایتالیایی میرود و پیشنهادی به پدرو، یک ایتالیایی، میدهد تا برایش یک کلبه کوچک بسازد، به شرطی که او و خانوادهاش به آنجا نقل مکان کنند. چند روز بعد، همسر دلال ثروتمند با کمال تعجب میبیند که یک کلبه چوبی خشن بر روی زمین خالی ساخته شده و پدرو و نسلهای متعددش ساکنان آن هستند.