خط داستانی
چهار سرباز پلیس مسلح که وظیفه حفاظت از سفارت در پکن را دارند دوره خدمتشان به پایان رسیده است. این چهار جوان که بین بیست تا بیست و پنج ساله هستند، همگی برای گروه به عنوان Projectionگر فیلم کار می کردند و پس از آخرین نمایش بیرونی، هر سربازی راهی برای ترک گروه خود به شیوه ای شخصی می یابد. رون یانگ به میدان تیان آن من می رود تا خون بدهد، در حالی که فونگ لی تصمیم می گیرد بی میلی خود را از دست بدهد. رو کان سفارت می ایستد تا آخرین لحظه در مکان کار سابقش، و سای فنگ چای در محفلی برای سربازان بازنشسته می خواند. در نهایت چهار نفر گروه را ترک می کنند؛ سه نفر با قطارها به سوی خانه های خانوادگی خود می روند و یکی باقی می ماند تا در پکن با دوست دخترش باشد، شهری که پس از نه سال هنوز بیگانه به نظر می رسد.