خط داستانی
سونny براون کوچک یک روز به خانه فقیر و ویرانش برمیگردد و متوجه میشود که پدرش در حال مستی فوت کرده است. سونی به راه خود ادامه میدهد و در کنار جاده میافتد. آقای و خانم چترتون با اتومبیل خود و دختر کوچکشان کلارا از کنار او میگذرد. آنها او را به خانه میبرند و سپس پسر را در اتاق زیبا و خوابآلود کلارا میگذارند. این پسر خیالپرداز که هرگز محبت و مهربانی را که آرزویش را دارد، تجربه نکرده است، خواب بسیار زیبایی میبیند که در آن به دربار شاهزاده خیال میرود.