خط داستانی
بسی تریتون بر این واقعیت غمگین است که برادرش از حمایت همسر و فرزندانش غافل شده است. او در نهایت تصمیم میگیرد برای او در دفتری که خود به عنوان صندوقدار کار میکند، شغلی پیدا کند. یک روز برادرش مقداری پول میدزدد. دختر متوجه پول گمشده میشود و ناپدید شدن برادرش نشاندهنده گناه اوست. او بلافاصله به خانه برمیگردد. کارفرمایش به دفتر برمیگردد، گاوصندوق باز و پول گمشده را میبیند و بلافاصله صندوقدار غایب را به عنوان دزد مظنون میشود. او به خانه میآید و درست به موقع میبیند که او پول را در دستانش دارد، که برادرش به او داده است و خود را به عنوان فرد گناهکار معرفی میکند. کارآگاهان یک زنجیر ساعت مردانه را درست در مقابل گاوصندوق پیدا میکنند. سرنخ دنبال میشود و در نهایت گناه برادر بر او ثابت میشود. بسی آزاد میشود و از آن پس خود را به عنوان نانآور خانواده برادر گناهکارش منصوب میکند.