خط داستانی
او یک پرنسس و یک دختر انسان بود. صادق، ساده، با عشقی واقعی به همه چیز در همه جا، او با نفرتی پرشور از تجملات سلطنتی متنفر بود. در چشمان روشن و درخشانش داستان بدون حق کپی از مبارزه انسانی و احساسات متضاد انسانی وجود داشت. بنابراین، این دختر برای یک اتحاد سیاسی قربانی میشد. پرنس انتخاب شده شخصیتی شبیه به مدوزا بود که به اندازه کافی خون آبی داشت تا دختری با این مقدار خون قرمز مانند پرنسس را دچار افسردگی کند.