خط داستانی
عکاس سعیمی که حدود سی و پنج ساله و در ازدواجی بی عشقی زندگی می کند ناچار است برای یافتن برادر کوچکترش جونی و بازگرداندن او به هلسینکی برای درمان به جنوب به پارنوی استونی سفر کند. جونی که حدود بیست سال دارد احتمالا بیماری مهلکی دارد اما ترجیح میدهد در استونی با زندگی ساده همراه با دوستدختری محلی ریمما و نوزاد کوچک او بماند