خط داستانی
هنری تالبوت، پسر رئیس V.C.A.R.R، برای کسب دانش بیشتر درباره راهآهن، به عنوان مهندس در راهآهن پدرش مشغول به کار میشود. آلمای رندال، خواهرزاده استیون برادیش، مدیر کل راهآهن، در شناسایی او در این موقعیت reluctant است و او نیز برای او شرایط ناخوشایندی ایجاد میکند، به حدی که او خانهاش را ترک میکند. به ایستگاه راهآهن میرود و وارد کابین لوکوموتیوی میشود که دوستپسرش آن را میراند و داستانش را برای او تعریف میکند. در همین حین، برادیش که دختر را گم کرده و متوجه میشود که او در قطار سریعالسیر است، یک قطار ویژه میفرستد که به قطار تحت راندگی تالبوت میرسد. برادیش از سوی کمکراننده مطلع میشود که آلمای در قطار نیست. در یک مهمانی که دوستانش به مناسبت تولد آلمای برگزار کردهاند، هنری نیز دعوت شده است. به عنوان یک سورپرایز، پدر هنری و برادیش نیز حضور دارند. برادیش با آلمای به صورت اقتدارآمیز برخورد میکند.