خط داستانی
مارجوری ابوت به عنوان منشی هاوارد آبل مشغول به کار است و توجه سیدنی، پسر کارفرمایش، را جلب میکند که به شدت عاشق او میشود. آقای آبل به شدت با ازدواج آنها مخالف است و با پسرش مشاجره میکند. مارجوری یک برادر ناتنی به نام دیو دارد که ذهنی خلاق دارد.