خط داستانی
خانم گرانت، یک بیوه، یک پسر به نام دونالد دارد. او واقعاً فرد بدی نیست، اما پر از شیطنت است و همیشه خود را به دردسر میاندازد. یک روز، او به مهمانخانه روستا میرود و پس از آن، کاریکاتوری از کشیش مکویرتر را بر درب آن gentleman نصب میکند. دیوان کلیسا تصمیم میگیرند او را از کلیسا اخراج کنند.