خط داستانی
داستانی تمثیلی درباره رؤیایی که به شکست می انجامد. یک راوی درباره زن جوانی می گوید که بیش از هر چیز دیگری می خواهد بالرینا شود. با استفاده از انیمیشن، مشکل روشن می شود: پاهای او تقریباً سه چهارم قدش را تشکیل می دهد. او درک می کند که رویای او غیرممکن است و به خانه ای در تپه ای جداافتاده می رود، در آنجا تنها زندگی می کند، به تمرین هنر خود می پردازد و در نهایت، در ناامیدی نزدیک، به بافندگی روی می آورد. دیوانگی به نظر نزدیک می آید، اما آیا چیزی می تواند امیدی بیاورد و او را از زندگی تنها و محدود خود بیرون بکشد؟