خط داستانی
جس ویلسون، یک معلم جوان و زیبا از "غرب طلایی"، در حال ترک مدرسه کوچکی است که در آن تدریس میکند، که جو بلکبرن، مردی با "شهرت بد"، او را ملاقات کرده و توجهاتش را به او تحمیل میکند و در نهایت خواستگاری میکند. جس از این موضوع ناراحت شده و او را اخراج میکند. بلکبرن، عصبانی و انتقامجو، قسم میخورد که او را به دست خواهد آورد. چند شب بعد، جیم برادی، یک کابوی که در حال خواستگاری از جس است، خواستگاری میکند و جس قبول میکند. در حالی که جیم حلقه نامزدی را بر انگشت جس میگذارد، بلکبرن ظاهر شده و دوباره تهدید میکند که "تو هنوز او را نداری و هرگز نخواهی داشت." جوان دییر، یک هندی، و همسرش، رد وینگ، در تلاش برای فروش برخی از کارهای دستی هستند، که بلکبرن، که به شدت مشروب خورده و در حالت جنگی است، به آنها حمله میکند. جیم برادی، با دیدن وضعیت هندیها، به کمک آنها میآید و بلکبرن را دور میکند، که حالا بیشتر از همیشه مصمم به انتقام است.