خط داستانی
فرزندان شیخ سالم که سرپرست مزرعه محمود بیک است در دبیرستان موفق میشوند و تصمیم میگیرند آنها را به دانشگاه قاهره بیاورند. شیخ سالم به محمود بیک مراجعه میکند تا بهTeaching فرزندان رعیت را کمک کند، اما او با این ایده مخالفت میکند و همسر شیخ سالم تصمیم میگیرد تا طلاهایش را بفروشد و فرزندان Ibrahim و Ali را به دانشگاه بفرستد