خط داستانی
رندیر یتیم بوده و تمام دوران کودکی خود را در یتیمخانه گذرانده است. وقتی بزرگ میشود، به دزدی به عنوان شغل روی میآورد و از آن زمان تحت تعقیب پلیس است. یک روز با یک جسد مواجه میشود که شبیه به چهرهاش است و هویت آن شخص را به عهده میگیرد، به طوری که پلیس نتیجه میگیرد رندیر مرده است. حالا با هویت جدیدش متوجه میشود که نامش کیشور است و ثروت زیادی دارد. او شروع به زندگی راحتی میکند و حتی یک دوست دختر زیبا دارد که قصد دارد با او ازدواج کند. اما قانون مورفی وارد عمل میشود و رندیر به زودی متوجه میشود که در دردسر افتاده است، وقتی پلیس به دنبال کیشور میآید تا او را به قتل متهم کند.