خط داستانی
در حین گشت و گذار در مناطق روستایی اسکاتلند دکتر کارولین لامار به یک مسافر همراهی برخورد می کند و او را سوار می کند نوجوان دانمارکی مایک هامرشویی توضیح می دهد که به دنبال کار در این منطقه است و او مایک را به مزرعه بلک هدایت می کند مزرعه ای منزوی فرانسیس بلک صاحب آن که نابینا است با مادر بیمار بیلا و همسر جوان رازآلود رچل زندگی می کند به مایک می گوید می تواند در حیاط کار کند اما با فضای تیره داستان مایک از پذیرفتن می پرهیزد اما رویدادی تصادفی با رچل او را راضی می کند تا بماند و ساکن شود از دو سال پیش که نابینا شده است فرانسیس به تدریج از داشتن رابطه با همسر جوانش که به غریبه علاقه پیدا کرده است آگاه می شود و او را مجبور به رفتن می کند اما به جای جدایی آنها را به هم گره می زند و رابطه ای پرشور شکل می گیرد که در نهایت برای همه آنها پیامدهای تاریکی به دنبال دارد