خط داستانی
داستان نخست درباره دو سارق قبر که از گور باستانی اتروسک میدزدند و وقتی یکی از آنها حلقهای را امتحان میکند لعنۀ گرگینه به او منتقل میشود، داستان دوم درباره زنی است که میخواهد از نظر ظاهر به بهترین دوستش شبیه شود و به یک جراح پلاستیک میرود که بزرگترین اشتباه اوست، داستان سوم درباره سه دوست و یک موجود دریایی بسیار خطرناک است که اردوگاه آنها را یکی پس از دیگری میبلعد. داستان پیچیده در قطار آغاز میشود جایی که جان فیلِپ لاو به عنوان هیپنوتیست اسرارآمیز نقشآفرینی میکند و ادعا میکند میتواند گذشته مسافران را ببیند.