خط داستانی
جابر تاجر متمول تنها در ویلايش پس از آن که نامزدش در جنگ سال ۱۹۶۷ زخمی شد از او جدا شد در حالی که hala با شوهر خود حسین عبدالدایم در یکی از ویلاهای همسایه زندگی میکند حسین سعی دارد ویلا را بخرد تا به همنشین قدیمی اش نزدیک باشد حسن از جابر مالک ویلا میفهمد که برای نزدیک بودن به او تلاش میکند و از یادآور خاطرات گذشته دیدن وی را به زندگیاش بکشاند حسین و hala با قتل حسن فهرست ناردیس ها را فرار میکنند و او و همسرش با هم درگیری دارند حسین و hala از ویلا خارج میشوند و با اسلحه با هم میجنگند