خط داستانی
جيرى كين، مرد بدبختى كه وارث پول مىشود اما جسورانه بيشتر آن را به مازي و پدر بيمار او مىبخشد. بعد از آن پول توسط دو سارق، پينى فالك و بيگ دان جافرى، دزديده مىشود و اين آغاز سلسله حوادثى است كه شامل تعقيب، تشخيص هويت غلط، بازي، و نجات توسط دستهى تهمت است. در نهايت، سارقين دستگير ميشوند، پول بهدست مىآيد و جري و مازي موافقت مىكنند در آينده با هم ديگر باشند.