خط داستانی
فروشنده مد، آمادئوس، با منشی خود flirt میکند وقتی همسرش، اما، به طور غیرمنتظرهای به او سر میزند. او از او یک کت جدید میخواهد. او یک بارانی چهارخانه از انبارش به او میدهد. در خانه، او با دوستش گریت ملاقات میکند که از این لباس جدید هیجانزده است. اما آن را به او برای یک قرار ملاقات با نامزدش قرض میدهد. در راه خانه، آمادئوس گریت را میبیند که از خانه خارج میشود. به خاطر کت، او او را با همسرش اشتباه میگیرد و به دنبالش میرود. در همین حال، اما او را زیر نظر دارد و شروع به تعقیب او میکند. وقتی گریت با نامزدش وارد یک تراموا میشود، آمادئوس به خیانت مشکوک میشود. او رد آن زوج را گم میکند و شروع به چشمک زدن به یک عابر جوان میکند. اما عصبانی میشود و تصمیم میگیرد به خانه مادرش برود، که وکیل طلاق را پیشنهاد میدهد. آمادئوس خانهاش را خالی مییابد و همان وکیل را تماس میگیرد. یک جلسه با این زوج متاهل برای صبح روز بعد ترتیب داده میشود.